![]() |
![]() |
|
| یادته؟ |
|
وقتی سجادم رو پهن کرده بودم وبین دو نماز نشسته بودم و از پنجره اطاق به آسمون نگاه میکردم ؛ شاهد پریدن دو پرستوی قشنگ شدم که توی آسمون چرخ میزدند و سرانجام روی سیم برق ُ روبروی اطاقم، نشستند.... چقدر قشنگ میتونه باشه, دیدن دو پرستویی که خبر از بهار میدن "بخصوص مژ دست به کسایی که اومدن بهاررو احساس نکردن" چقدر قشنگ میتونه باشه, وقتی فکر میکنی چقدر خوب شده که این دو پرستو برای استراحت جلوی خونهء تو رو انتخاب کردند چقدر قشنگ میتونست باشه اگه , جلوی خونت به جای سیم برق درختهای پر از شکوفه بودن و به جای آسفالت و ساختمون های بلند, چمن و گل و گلزار و عطر گلهای بهاری و اونوقت........... چقدر قشنگ بود که این دو پرستو روی بام این منظره چرخ میزدند و تو در حال شکر گزاری این همه زیبایی . آخخخخخخخش حالا یکم بهترم
هر چقدر که از زیبایی های خدا میگم باز هم احساس نمیکنم که چیزی گفتم ....... دلم میخواد اونقدر بگم تا سیر بشم ...... دلم میخواد اونقدر بگم تا سبک بشم...... اما اونقدر زیاده ..... که من ذرهء سیر نشده به نفس نفس میوفتم..... وهیچوقت هم احساس خالی شدن نمیکنم ..... ومیدونم هیچ خواننده ای هم توان خوندن این همه رو نداره.......... اگر خداوند به ما عمر نوح هم میداد باز هم قادر به نوشتن وتوصیفه اینهمه زیبایی نبودیم. امیدوارم ،چشم ودل همهء ما ،همیشه به دیدن نعمتها ،زیبایی ها و کمک هایی که همیشه از غیب به ما میشه روشن بشه و روشن باقی بمونه.... برای همه شما و خودم دعا میکنم که:
بار خدایا ما را حتی
یک دم
به حال خودمان رها مکن
" به امید موفقیت روز افزون شما دوست خوب"
بر سر راهی , گدایی تیره روز ناله ها میکرد با صد آه وسوز کای خدا بی خانه و بی روزیم زاتش ادبار , خود میسوزیم ساختم با انکه عمری سوختم سوختم یک عمر وصبر اموختم اسمان کس را بدین پستی نکشت چون من از درد تهیدستی نکشت رشته را رشتم ولی از هم گسیخت بخت را خواندم ولی از من گریخت
دیده ام رنگی ندید از رخت نو سیر , یک نوبت نخوردم نان جو این ترازو گر ترازوی خداست این کژی و نادرستی از کجاست آبرو بردم ندیدم از تو روی گم شدم هرگز نکردی جستجوی گفتش اندر گوش دل رب و دود گر نبودی کاردان جرم تو بود
نیست راه کج , ره حق جلیل کجروان را حق نمیگردد دلیل تو براه من بنه گامی تمام تا منت نزدیک آیم بیست گام گر بنام حق گشایی دفتری جز در اخلاص نشناسی دری گر کنی آیینه ما را نظر عیبهایت سر بسر گردد هنر ما ترا بی توشه نفرستاده ایم آنچه میبایست دادن داده ایم دست دادیمت که تا کاری کنی در همی گر هست , دیناری کنی پای دادیمت که باشی پا بجا وارهانی خویش را از تنگنای چشم دادم تا دلت ایمن کند بر تو راه زنگی روشن کند بر تن خاکی دمیــدم جان پاک خیر گیها دیدم از یک مشت خاک تا تو خاکی ر ا منظم شد نـــفس ای عجب ! خود را پرستیدی و بس ما کسی را ناشتا نـگذاشتیم این بنا از بهر خلق افراشتیم کار ما جز رحمت و احسان نبود هیچگاه این سفره بی مهمان نبود در نمی بندد بــکس دربان ما کم نمیگردد ز خوردن , نان ما آنکه جان کرده است بی خواهش عطا نان کجا دارد دریغ از ناشتا
گنجها بخشیدمت ای ناسپاس که نگنجد هیچکس را در قیاس عقل و رای و همت , گنج تست بهترین گنجور سعی و رنج تست تا نباشی قطره, دریا چون شوی تا نه ای گم گشته , پیدا چون شوی ببخشید اگر طولانی شد........ اینقدر قشنگ بود, که دیگه بیشتر از این نمی تونستم
کمش کنم .... تا بعد بای
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 31 فروردین1385ساعت 23 توسط خودم |
|
|
خدایا
من در کلبه فقیرانه خود....... چیزی را دارم ....... که تو در عرش کبریای خود نداری..... من چو تویی دارم ....... و تو چون خود نداری . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 31 فروردین1385ساعت 0 توسط خودم |
|
|
دوباره سلام
من یه تازه کارم میدونم خیلی مونده تا به شمایی که خیلی وقته که مینویسید برسم .... اما امیدوارم زودتر دستم راه بیوفته ... اون نوشته های قبل همش مال غروبه.... از همینجا از غروب عزیز خیلی زیاد ممنونم.... که مثل همیشه خیلی کمکم کرد ... والبته اولین کسی که بهم بابت باز شدن این سایت تبریک گفت. ***** دوست نداشتم ایجوری نوشتنم رو شروع کنم .... یعنی دوست داشتم خیلی پر شور و حالتر سلام بگم... اما خوندن مطالب امروزه غروب مثل همیشه منو دپرس کرد.... انشاالله تابعد و مطالبی بهتر .... وبا امید به اینکه نظراتتون رو برام بنویسید تا من بتونم بهتر از این بنویسم و این رو هم بدونید که هر یک نظر شما باعث دلگرمی خیلی زیاده منه حتی اگر به یک سلام ختم بشه. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 31 فروردین1385ساعت 0 توسط خودم |
|
|
سلام
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 فروردین1385ساعت 23 توسط خودم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من؟ خودم ...چندین سال بیشتر ندارم....بقول بعضیها نمیخوام هویتم و لو وَدَم... البته احساساتی ...اهل شوخی ..بسیار متنوع ..متولد اسفند ..اسفند رو تقریبا میپرستم ..معتقد بر اعتدال در هر کاری و....و.......حالا
|
| پیوندهای روزانه |
|
کد اهنگ وبلاگ و سایت آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
انتظار |
|
RSS
|