![]() |
![]() |
|
| یادته؟ |
|
و اين بود آدم............. و خداوند فرشته اي به زمين فرستاد تا مشتي خاک از زمين برگيرد؛ زمين امتناع کرد. خداوند جبرئيل را فرستاد،زمين مقاومت کرد. زمين توانايي اين کمال را نداشت، زمين از اين همه عشق و محبت ، از اين همه شوکت و جلال مي ترسيد. مي ترسيد که زير اين همه بار نتواند کمر راست کند. خدا انسان را آفريد ، عشق را در وجود انسان نهاد . قصر دل را ساخت و به گوهر محبت آذين کرد. شيطان لرزيد، ابليس قسم به گمراه کردن انسان خورد. انسان رشد کرد، لغزيد،شیطان کمي گمراهش کرد، انسان به زمين آمد. زندگي کرد، ابناء بشر زاده شدند.عاشق شدند افسوس باز هم لغزيدند! کار کردند، زاد و ولد کردند،خوردند و خوابيدند ابناء بشر گمراه شدند! دشمني کردند،کينه توزي کردند، خشم گرفتند ،خون ريختند، قتل! غارت!زوال، نابودي بشريت! و اينگونه از عشق نفرت زاده شد. اي واي بر ما،چه کرديم؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 29 اردیبهشت1385ساعت 0 توسط خودم |
|
|
امشب شبه 5شنبه ای خیلی گشتم تا بهترین چیزی که بیشتر از همه
میتونه ارومم کنه رو پیدا کنم و بنویسم ... و خیلی چیزا رو پیدا کردم ....و دلم میخواست که همشون رو بنویسم... اما میدونستم که باز هم حرف دلم روکامل نگفتم...... وبازم اروم نمیشم....پس
تصمیم گرفتم چیزی رو بنویسم که تمام شدنی نباشه... زیاد ترین و بلندترین
چیزباشه..... یا رَبُّ یا رَبُّ یا رَبُّ ...
دریاب مرا و پناهم بده که پناهی امن تر ازپناهگاه تو
نیست.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 22 اردیبهشت1385ساعت 0 توسط خودم |
|
|
ممنون از اینکه لحظاتی ، تو احساس من قدم زدید ........... تنکیوووووووووووووووو وری یی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 16 اردیبهشت1385ساعت 3 توسط خودم |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 16 اردیبهشت1385ساعت 2 توسط خودم |
|
|
من امشب دلم می خواد جیغ بکشم اشکالی که نداره ؟ خوب چیه ؟ اِ اِ اِا ِاِاِاِ اِاِاِا ِاِاِاِاِ اِاِاِاِِا ِاِاِاِاِاِاِه چرا اینجوری نگاه میکنی ؟ تا حالا ندیدی یکی بی خودی جیغ بکشه؟ حالا جیغ وچه جوری مینویسن؟ اهااااااااننننننننننننن ..... الان بهتون میگم... جیغ شکلهای مختلفی داره..... 1- جیغ به خاطره ترسوندن 2- جیغ به خاطره فراری دادن 3- جیغ به خاطر ساکت شدن کنید ...این قسمت رو به خاطر تون بسپورید هر وقت از نت خارج شدید ...اخه اینجوری تمام وقتتون میسوزه و اخرش سر در نمیارید ) 4-جیغ از دست همسران ...همسر مرد یعنی زن ..و همسر زن یعنی مرد ه( واااااااااااااااااااااای خدا مرگم بدهههههههههه ...مُرده چیه ؟ مَرده ) خدا مرگم... مگه یه ادم چنتا همسر میتونه داشته یاشه؟؟ واه) 5- جیغ به صورت دسته جمعی (بدون شرح ) 6- جیغ به صورت انفرادی 7- جیغ یواشکی 8- جیغ تنهایی (یادتون باشه ...بنده (بنده نها ، بنده .....اَه ) 6و7و8 همشون باهم فرق میکنن ) 9- جیغ از درد (چون بدون شرح تکراریه ... پس هیچی نمیگم ) 10- جیغ از دیوانگی (منظور همون جنونه ادواری که میگگگگگن !!! یا شاید هم سادیسم یا ....حالا بقیه شو فکر میکنم بعد بهتون میگم ) 11- جیغ از دست تو از دست او از دست شما از دست ایشان (توجه توجه : اگر از من و ما در جمله استفاده نشد به دلیله خودخواهی نبوده است . زیرا چون که از اونجایی که من وتو میشود ما ........خوب...... حتما امشب هم .... من و ما..میشود شما دیگه ) 12- اماااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا اِِاِاِه ....منتظره چی هستی ؟؟؟ (با اهنگ خوانده شود ) اِ ه ...خوب میگم منتظره چی هستی دیگه ؟ خوب تموم شد ..دیگه میخواستی چند مدل جیغ برات بکشششششششششم ....اها ....اها...(این قسمت هم با اهنگ خوانده شود لطفا دو بار....ممنون ) راست میگی یه مدلش مونده... جججججججججججججججججججججججججججججججججججججججججججججج ییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی غغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ .آااااااااااااااااااااااااااااااخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخش
شرمندهههه من اینقدر جیغ کشیدمممممممممممممممممممماااااااااااااااااااا نکته نکته نکته : خیلی خیلی مهم دوستان اصلا نگرانه من نباشن .....من اینجوری ام .....بعضی وقتها حالم خیلی خرابه که مثل اون روزهای قبل مینویسم ........و یه روزهایی حالم وحشششششتنننناک خرابه که اینجوری می نویسم ....پس از شما تقاضا میشود وقتی به این سایت وارد شدید ..ارامش خودتون رو حفظ کنید و از جای خود تکان نخورید ....این اوضاع به خودی خود ارام میشود . اَه
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 10 اردیبهشت1385ساعت 1 توسط خودم |
|
|
سلااااااااااااااااااااااااااام سلااااااااااااااااااااااااام سلااااااااااااااااااااااااام سلااااااااااااااااااااااااام
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 10 اردیبهشت1385ساعت 1 توسط خودم |
|
|
کودک نجوا کرد : خدایا با من حرف بزن مرغ دریایی آواز خواند کودک نشنید سپس کودک فریاد زد : خدایا با من حرف بزن رعد درآسمان پیچید اما کودک گوش نکرد کودک نگاهی به اطرافش کرد و گفت : خدایا بگذار ببینمت ستاره ای درخشیداما کودک ندید کودک فریاد زد : خدایا به معجزه ای نشان بده... و یک زندگی متولد شداما کودک نفهمید... کودک با نا امیدی گریست : خدایا با من در ارتباط باش بگذاربدانم کجایی؟ بنابراین خدا پایین آمد و کودک را لمس کرد اما کودک پروانه را کنار زد و رفت ....
**************************************** |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 3 اردیبهشت1385ساعت 16 توسط خودم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من؟ خودم ...چندین سال بیشتر ندارم....بقول بعضیها نمیخوام هویتم و لو وَدَم... البته احساساتی ...اهل شوخی ..بسیار متنوع ..متولد اسفند ..اسفند رو تقریبا میپرستم ..معتقد بر اعتدال در هر کاری و....و.......حالا
|
| پیوندهای روزانه |
|
کد اهنگ وبلاگ و سایت آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
انتظار |
|
RSS
|