![]() |
![]() |
|
| یادته؟ |
|
دلممیخوام بتایپم ....اما هی نمیدونم چی بتایپم .... دلم میخواد اینجااا....بآپم.....اما هی نمیدونم چی ....بد ... هی دوست دارم از این شکلکهام مدلشون عوض ه ...مثل ازاونای که موری میزاره ...
من و اون نداریم که(خودش گفت) بد تازه دلم نمیخواد کوچولو باشن ...دلم میخواد گنننننده باشن خوب دله دیگههه بیخیالش میشم...... آخه مگه هر چی اون بگست...بیخود کردهههه....هر چی که دل میخواد که نمیگن چشم راستی پگاه جون...اینم یه جورای شبیه همون مسابقستهاااا که راه انداخته بودی ...اینام نوعی از اعترافاتن دیگههه... اما یه تفاوتی داشتم وقتی مامانم میرفت تا در و باز کنه نمیرفتم پشت چرخ خیاطیش (واسه اینکه کارش اسون شه البته )انگشتامو بدوزم ...این کارمن نبودشهااا ..کار پگاه بود ... اخه یه بار پگاه این کارو کرده بود..وقتی ۲سالش بود مامانش یه لحظه از سر چرخ خیاطی بلند شده بود کهههههه............. دید وااااااااااای نی نی جونش یعنی من ..نه ببخشید یعنی پگاه راستی راستییییی یه چیزی یادم اومد شما م وقتی که میخواستن ببرنتون دندونپزشکی ...بهتون قول بستنی میدادن؟؟؟ خوب حالا بستونه دیگههه....برین بکامنتین...مثلا میخواستم ...ن اپم....اومده بودم فقط بگم چرا نمیاپمایششششششششش |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 12 دی1385ساعت 1 توسط خودم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من؟ خودم ...چندین سال بیشتر ندارم....بقول بعضیها نمیخوام هویتم و لو وَدَم... البته احساساتی ...اهل شوخی ..بسیار متنوع ..متولد اسفند ..اسفند رو تقریبا میپرستم ..معتقد بر اعتدال در هر کاری و....و.......حالا
|
| پیوندهای روزانه |
|
کد اهنگ وبلاگ و سایت آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
انتظار |
|
RSS
|