![]() |
![]() |
|
|
نميخوام چوب حراجی رو به قلبم بزنن
همه حرف خوب ميزنن
بسه برام بسه برام
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 20 بهمن1385ساعت 3 توسط خودم |
|
|
گریه کن برای عاشقانه دیدن
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 14 بهمن1385ساعت 0 توسط خودم |
|
|
داییم گفت : مثله کردن(همون تکه تکه کردن ...یا ...زجر دادن ) (شکل املایشوو این نقطه چینه بهم گفته هااا دیگه هر گونه عیب و ایرادی بر عهده یاد دهنده آن میباشد) بعد گفت یعنی اگر حتی حیوان موزی هم وقتی شما رو ازار میده با سریع ترین حالت ممکن و راحترین حالت کشته بشن...نه اینکه ازار ببینن . یعنی با یه ضربه خلاصش کن تا زجر نکشه حیوانات موزی هم ...موش ...مار ..سوسک و امثالهوم...شناخته شدن ...که اگر اینهام باعث آزار روحی و جسمیت نمیشن نباید بکشیشون آقا با تو اه هاااا ...نکش دیگه....مگه آزار داری ...حالا میخوای بکشی هم بکش چرا آزار میدی...چرا زجر کش میکنی ...خوبه یکی تو رو زجر کش کنه اما به جون خودم از بچگی ازیت میشدم اگر کسی یه موجود زنده رو ازار میداد ...همیشه احساس میکردم اگر من جای اون بودم چی؟ ... چیه ؟ نمیشد ما سوسک به دنیا میاومدیم ؟؟.....ممکن بود من و تو اینی که هستیم بدنیا نیومده بودیم ..همونطور که ممکن بود تو هر کشور دیگه ای ..با پدر و مادر دیگه و با هویت دیگه ای بدنیا میاومدیم ...ممکن هم بود اصلا ادم بدنیا نمی اومدیم ...ممکن بود سوسک...یا ملخ ...یا ببرو پلنگ ...یا یه اهو ..یا یه مورچه بدنیا می اومدیم .. یادم میاد وقتی بچه بودیم پسر خاله جانیم ...تابستون که میشد .....آی حال میکرد ...آی حال میکرد...چون فصل بیرون اومدن حیوانات موزی میشد.... وای خداااا یادمه دنباله حشرات بالدار میکرد ...مثل خرمگس...سنجاقک(آخی)(آآه)سوسکهای مختلف از قبیل سیاه...قهوه ای لاغر ...چاق اره تو مثلا این نقطه چین میخواست تو لونه موری سیل بریزه باور کنین ..خودش بهم گفت خلاصهههههههههههههه برگردیم سره حرف داییم بعد تو ادامه حرفها رسیدیم به اینکه چه حیونهای خوردنی هستن و کدومهاشون نیستن.....واسه من که خیلی جالب بود ...حالا میگم بهتون ...شاید واسه شما هام جالب باشه .....مثلا گفتم خرگوش خوراکیه ...گفت فقط حیوانات بز پا ...یعنی اگر پاهاشون مثل پای ..فکر کنم بز ...باشه ...وگر نه خوراکی نیستن ...یعنی حرام گوشتن ...که این نوع خرگوش فقط تو کوها بیشتر پیدا میشن (گرچه همین خرگوشها رو هم خیلی ها میخورن بعدش گفتم پرندها رو چطور میشه تشخیص داد که حرومن یا حلال ..گفت پرنده های که پاهاشون شبیح پای اردک باشه( یعنی از این باله مانند که لای پاهاشون هست ...از اوناا) اونا حلالن گفتم بعضیها قورباقه میخورن ..میگن گوشتش خیلی خوشمزست...بخصوص رون پاهاش : نه بابا اصلا هیچ دوزیستی خوراکی نیست ...هیچ موجود ابی به جز ماهی خوراکی نیست ...و ماهی هم فقط ماهیان پولک دار قابل خوردن هستن ....و ماهی های رنگی هم که کلا حرام گوشتن یکی گفت ما دیدیم ماهی رو وقتی هنوز داره میپره پولکهاشو میکنن .... بدش منم یادم اومد که یکی از کشورهاا به خاطره اینکه به مهمونهاشو ثابت کنن ماهی تازس ..ماهی رو هنوز وقتی میپره سرو میکنن...یعنی ماهی رو زنده زنده سرخش میکنن تا سر میز هم که میاد هنوز میپره واسه من که جالب بود ...واسه شمام باید جالب باشه پ ن : محرم رو هم خیلی دوست دارم...کلی حال میکنم ...عاشقم میکنه پ ن : فکر میکنم هر چند وقت یه بار اشک ریختن خیلی خوبه ...احساس میکنم پاک کنندست ...تسکین دهندست ...فکر میکنم مثل دو تا بال میمونه ...ادمو از رو زمین جدا میکنه ..اسمونی میکنه پ ن : گردو هم خیلی دوست دارم (چون همین حالا دارم میخورم گفتم
پ ن : با اینکه پرندها و حیونها رو دوست دارم ...اما اصلا نمیتونم فقط به خاطر خودم اونها رو تو قفس کنم و پیش خودم بزارمشون راستی یادم رفت اینو بگم گربه های محلمون یه جای گرم و نرم پیدا کردن ... خوب معلومه کجا ؟...رو بالکن اطاق من گفتم خوب باشه ..من فقط میگم پیشته...خوب میرن دیگه اخه خوب من چکار کنم ..دلم نمیاد..بابام گفت: خوب هر وقت که اومدن به من بگو من خودم بلدم چکار کنم ....اونوقت یه سیخ کباب اینجا آماده گذاشته که هر وقت میان ...بیاد محکم بکوبه تو ملاجشون خلاصههههه اما حالا هم هر چند وقت میبینم که دوباره با چه ژستی نشستن یه جای گرم و نرم ..راحت ..منم دیگه صداشو در نمیارم
گفتم کجا ......گفتا بخون .....گفتم چه وقت ...گفتا کنون گفتم سبب ....گفتا جنون......گفتم مرو .........خندید و رفت گفتم که بود ...گفتا که یار ... گفتم چه گفت ...گفتا قرار گفتم چه زد ....گفتا شراب.....گفتم بمان ........نشنید و رفت (کویتی پور) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1 بهمن1385ساعت 17 توسط خودم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من؟ خودم ...چندین سال بیشتر ندارم....بقول بعضیها نمیخوام هویتم و لو وَدَم... البته احساساتی ...اهل شوخی ..بسیار متنوع ..متولد اسفند ..اسفند رو تقریبا میپرستم ..معتقد بر اعتدال در هر کاری و....و.......حالا
|
| پیوندهای روزانه |
|
کد اهنگ وبلاگ و سایت آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
انتظار |
|
RSS
|