من نمیدونم ..این پست و تا اخرش میخونید.....زیاده که زیاده
ایششششششش
دی سی بشو بد بخون
********************************************************************
نمیدونم چی شده بود که
داییم گفت :
مثله کردن(همون تکه تکه کردن ...یا ...زجر دادن ) (شکل املایشوو این نقطه چینه بهم گفته هااا دیگه هر گونه عیب و ایرادی بر عهده یاد دهنده آن میباشد)
حیوانات موزی هم گناه داره ...چه برسه به اینکه بخاییم ادمها رو مثله کنیم
بعد گفت یعنی اگر حتی حیوان موزی هم وقتی شما رو ازار میده با سریع ترین حالت ممکن و راحترین حالت کشته بشن...نه اینکه ازار ببینن .
یعنی با یه ضربه خلاصش کن تا زجر نکشه
حیوانات موزی هم ...موش ...مار ..سوسک و امثالهوم...شناخته شدن ...که اگر اینهام باعث آزار روحی و جسمیت نمیشن نباید بکشیشون
آقا با تو اه هاااا ...نکش دیگه....مگه آزار داری ...حالا میخوای بکشی هم بکش چرا آزار میدی...چرا زجر کش میکنی ...خوبه یکی تو رو زجر کش کنه
نه خوبه؟
خوب چی کار داری این زبون بسته ها رو...زورت به این زبون بسته ها میرسه ؟؟
آدمها که ازار دهنده ترن...ایشششششششش
اما به جون خودم از بچگی ازیت میشدم اگر کسی یه موجود زنده رو ازار میداد ...همیشه احساس میکردم اگر من جای اون بودم چی؟ ...
چیه ؟ نمیشد ما سوسک به دنیا میاومدیم ؟؟.....ممکن بود من و تو اینی که هستیم بدنیا نیومده بودیم ..همونطور که ممکن بود تو هر کشور دیگه ای ..با پدر و مادر دیگه و با هویت دیگه ای بدنیا میاومدیم ...ممکن هم بود اصلا ادم بدنیا نمی اومدیم ...ممکن بود سوسک...یا ملخ ...یا ببرو پلنگ ...یا یه اهو ..یا یه مورچه بدنیا می اومدیم ..
یادم میاد وقتی بچه بودیم پسر خاله جانیم ...تابستون که میشد .....آی حال میکرد ...آی حال میکرد...چون فصل بیرون اومدن حیوانات موزی میشد....
وای خداااا
یادمه دنباله حشرات بالدار میکرد ...مثل خرمگس...سنجاقک(آخی)(آآه)سوسکهای مختلف از قبیل سیاه...قهوه ای لاغر ...چاق
بد اونها رو میگرفت ...دونه دونه بالهاشون و میکند بد میرفت سراغ شاخکهااا ...بدش یه نخ دوره پاهاشون میبست ...بد ..یا مینشست تماشاشون میکرد ..یا اونهارو دوره سرش میچرخوند و میچرخوند(وااااااااااای)

آخرشم پاهاشون یا خودش قطع میشد یا خودش بد از چرخوندن ..با اشتیاق پاهاشونم دونه دونه میکند ...بد ..نوبت سرشون بود و بدم هر جز’ بدن
...راستیییییییییی جیر جیرکهااای بیچاره رو یادم رفت
......بدش نوبت به قورباقه های بیچاره میرسید و یا هر چیز شبیه اون مثل لاک پشت ...(خدایاااااااااا)اونها رو که به وضع فجیهتری میکشت....اونها رو پشت و رو میکرد بد با چوبه نوک تیز میکرد تو شکمشون ..تمام دلو رودشون رو میریخت بیرون 



همیشه باهاش بحثم میشد وقتی کوچیک بودیم (حالا دیگه اینجوری نیستااا).....تازززززززززززززززه یادم رفته بود یه وقتهایم
....یه وقتهایییم
....یه وقتهاییم
....خوب گریه ام میگیره چی کار کنم ....یه وقتهایی ام نفت میریخت روشو نو اونها رو اتیش میززززززززززززززززززززد
اونوقت تو بگوو اشکالی نداره
اره تو
ووووو
مثلا این نقطه چین میخواست تو لونه موری سیل بریزه
...اما من نزاشتم
باور کنین ..خودش بهم گفت
خلاصهههههههههههههه
برگردیم سره حرف داییم
بعد تو ادامه حرفها رسیدیم به اینکه چه حیونهای خوردنی هستن و کدومهاشون نیستن.....واسه من که خیلی جالب بود ...حالا میگم بهتون ...شاید واسه شما هام جالب باشه .....مثلا گفتم خرگوش خوراکیه ...گفت فقط حیوانات بز پا ...یعنی اگر پاهاشون مثل پای ..فکر کنم بز ...باشه ...وگر نه خوراکی نیستن ...یعنی حرام گوشتن ...که این نوع خرگوش فقط تو کوها بیشتر پیدا میشن (گرچه همین خرگوشها رو هم خیلی ها میخورن
بعدش گفتم پرندها رو چطور میشه تشخیص داد که حرومن یا حلال ..گفت پرنده های که پاهاشون شبیح پای اردک باشه( یعنی از این باله مانند که لای پاهاشون هست ...از اوناا) اونا حلالن
گفتم بعضیها قورباقه میخورن ..میگن گوشتش خیلی خوشمزست...بخصوص رون پاهاش
: نه بابا اصلا هیچ دوزیستی خوراکی نیست ...هیچ موجود ابی به جز ماهی خوراکی نیست ...و ماهی هم فقط ماهیان پولک دار قابل خوردن هستن ....و ماهی های رنگی هم که کلا حرام گوشتن
یکی گفت ما دیدیم ماهی رو وقتی هنوز داره میپره پولکهاشو میکنن ....
بدش منم یادم اومد که یکی از کشورهاا به خاطره اینکه به مهمونهاشو ثابت کنن ماهی تازس ..ماهی رو هنوز وقتی میپره سرو میکنن...یعنی ماهی رو زنده زنده سرخش میکنن تا سر میز هم که میاد هنوز میپره 
ه
واسه من که جالب بود ...واسه شمام باید جالب باشه
....باید باشه
ه ه
پ ن : محرم رو هم خیلی دوست دارم...کلی حال میکنم ...عاشقم میکنه
پ ن : فکر میکنم هر چند وقت یه بار اشک ریختن خیلی خوبه ...احساس میکنم پاک کنندست ...تسکین دهندست ...فکر میکنم مثل دو تا بال میمونه ...ادمو از رو زمین جدا میکنه ..اسمونی میکنه
پ ن : گردو هم خیلی دوست دارم (چون همین حالا دارم میخورم گفتم
)البته خیلی چیزای دیگه هم دوست دارم ..مثل ادامس اوکالیبتوس و دارچینی
پ ن : با اینکه پرندها و حیونها رو دوست دارم ...اما اصلا نمیتونم فقط به خاطر خودم اونها رو تو قفس کنم و پیش خودم بزارمشون
راستی یادم رفت اینو بگم
گربه های محلمون یه جای گرم و نرم پیدا کردن ... خوب معلومه کجا ؟...رو بالکن اطاق من 
هر بار یکیشون میاد اینجا میخوابه ...بابام گفته هر بار که میان یه چیزی واسشون پرت کن ...بزن تو سرشون...تا پورو نشن و بازم بیان
اما من گفتم که نمیتونم بابا جون ..گناه دارن ...بابام گفت ...چیو من نمتونم ...بزاری بمونن همینجا ازدواج میکنن ..همینجا بچه میارن ...اونم نه یکی ..7 تاااااااااا 

گفتم خوب باشه ..من فقط میگم پیشته...خوب میرن دیگه 
گفت نه بابا ..باید بزنی تو سرشون...من وقتی مامانم زنده بود(خدا بیامرز مادربزرگم)یه گربه خونگی داشت ...جرات نمیکرد اون جاهای که نباید بره...بره..اخه چنان سریع دو تا محکم میخورد تو ملاجش که بد بخت دیگه جرات نمیکرد ...
(اخییی گناهی)اره راست میگه بابام ..منم بچه بودم ...یادم میاد ...
اخه خوب من چکار کنم ..دلم نمیاد..بابام گفت: خوب هر وقت که اومدن به من بگو من خودم بلدم چکار کنم ....اونوقت یه سیخ کباب اینجا آماده گذاشته که هر وقت میان ...بیاد محکم بکوبه تو ملاجشون
تا چند وقت هم خودش کیشیک میکشید هر وقت میاومدن ..همین کارو میکرد ...و خوب این کار باعث شد تا چند وقت دیگه سر و کلشون پیدا نبود ...اما خوب حقیقتش چند بارم منو بد جوری ترسونده بودن...وقتی در بالکن و باز میکردم میترسید و چنان محکم پرت میشد جلوی پام تا در بره که ..سکته میزدم 

ایشششششششش
خلاصههههه
اما حالا هم هر چند وقت میبینم که دوباره با چه ژستی نشستن یه جای گرم و نرم ..راحت ..منم دیگه صداشو در نمیارم
کجا آوارش کنم تو این زمستون سرد
خیلی این بار حرف زدم ...خسته نباشید 

د د د
*********************************************************************
گفتم کجا ......گفتا بخون .....گفتم چه وقت ...گفتا کنون
گفتم سبب ....گفتا جنون......گفتم مرو .........خندید و رفت
گفتم که بود ...گفتا که یار ... گفتم چه گفت ...گفتا قرار
گفتم چه زد ....گفتا شراب.....گفتم بمان ........نشنید و رفت
(کویتی پور)