![]() |
![]() |
|
| یادته؟ |
|
خووب بلاخره خیار اون پستو تایید فرمودن...پس دیگه با اون پست کاری نداریم
چون خودم الان تو خط معین کار میکنم..دوست میدارم که دوست داران را نیز معینی کنم ..به همراه خودم
* دلم گرفت از اسمون هم از زمین هم از زمون * ای روزگار لعنتی تلخ بهت هر چی بگم * امشب از اون شباس که من دوباره دیونه بشم * از این همه در به دری به لب رسیده جون من * قسم نخور به جونم ..که بی قسم میدونم... * در این بازار داغ ناامیدی تو را باور کنم با چه امیدی * غروب باز دوباره شب توی انتظاره....ابر تو نگام نشسته خیال گریه داره * اخ چقدر تنگ دلممم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 29 مهر1387ساعت 22 توسط خودم |
|
|
هر کس به تمنای کسی غرق نیاز است ـ هر کس به سوی قبله ی خود رو به نماز است هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است ـ با عشق در امیخته در راز و نیاز است هیهات که کوتاه شود با رفتن جانم ـ این دست تمنا که به سوی تو دراز است هر که در عشق تو گم شد از تو پیدا میشود ـ قطره ناقابل دل از تو دریا میشود دستی که به درگاه خدا بسته پل عشق ـ کوتاه نبینیم که این قصه دراز است پ. ن . نمیدونم هیهات درسته یا نه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 23 مهر1387ساعت 0 توسط خودم |
|
|
برکت پروردگار مثل باران است اگر میبینی خیس نمیشوی جایت را عوض کن
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 20 مهر1387ساعت 23 توسط خودم |
|
|
قهر کافیست
شادی را علت باش نه شریک و غم را شریک باش نه علت
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 17 مهر1387ساعت 1 توسط خودم |
|
|
اصلا قاطه قاطیهااااااااا بیشعور ..انگل ..عوضیییییی کثافت مال مردم خور
هر چی نوشته بودم خورد با اسبم نبودم ...با بلاگفا بودم ...ناقص الخلقه... گر چه پرشین بلاگ به کل قاطه..اما این دلیل نمیشه که تو هم قاط باشی..کمال همنشین در تو که نباید اثر کنه ...ما فخرتو به پرشینیها میفروختیم ...هی بهت گفتم با این پرشین نپر ..گوش که نمیدی ...ببین اینجوری شد اصلا از لجت دیگه نمینویسم ..تا دلت بسوزه ...چند وقت ننوشتنه منو تحمل کنی تا بفهمی ...اوکی؟ هووم؟ فهمیدی ؟ تفهیمه؟ یا دوباره تکرار کنم؟ بیتربیت (قهر قهر تا اطلاع اخروی ) هین
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 11 مهر1387ساعت 3 توسط خودم |
|
|
گاهی توی جاده ..احساس میشه.. بعضیا جادرو با پیست اشتباه گرفتن اما چند دیقه مونده به افطار لطف کنید یه بار خودتون تو جاده باشید اینبار این شمایید که فکر میکنید پیست را با جاده اشتباه گرفته اید ایا؟؟؟ و همچنان این شکل علامت سوال در بالای سر شما غوطه ور است که یعنی اقا ..دیوانهههه..تو دم افطاری تو پیست چه غلطی میکنی ؟؟؟؟؟؟ ایا بیدارم ؟! ایا خوابم ...من تو پیستم ؟ پیست تو منه ؟ من تو اونام ؟ اونا تو منن؟!!! و این انواع و اقسام وسایل نقلیه و عابرین محترم هستند که از آسمانو زمین میبارند ...از پشت بوق بوووووق ..یهو از روبروت ....من دارم خلاف میرم ..اون داره خلاف میره؟! نه انگار اون داره خلاف میااااااددد و این تویی که تمام زندگی گذشته ات و همچین اینده نزدیک (یعنی تمام کفن و دفن و مراسم ۳..۷...۴۰ )در برابر چشمانت رژه میروند و باز هم این تویی که با خدای خود میگویی ...خدا غلط کردم ...خدایا توبه ...مرا به جاده واقعی زندگی ام پرتاب کن..من تو پیست چه غلطی میکنم دمه افطاری؟ ((گزیده ای از توبه دیشب من دم افطار ))
دیدین یه وقتای که که بارون یا برف و تگرگ خیلی تند میشه ..بعد همه میزنن یه گوشه تا اروم شه بعد حرکت کنن؟؟ خوب حالا حکایت افطاری ماست دم افطار که میشه باید یه گوشه پارک کنی بزاری اذونو بگن بعد راه بیوفتی حکایت جادهای ما دم افطار تو ایران اینجوریه پ.ن . دیشب تو احیایی واسه همتون دعا کردم. تک به تک
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1 مهر1387ساعت 17 توسط خودم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من؟ خودم ...چندین سال بیشتر ندارم....بقول بعضیها نمیخوام هویتم و لو وَدَم... البته احساساتی ...اهل شوخی ..بسیار متنوع ..متولد اسفند ..اسفند رو تقریبا میپرستم ..معتقد بر اعتدال در هر کاری و....و.......حالا
|
| پیوندهای روزانه |
|
کد اهنگ وبلاگ و سایت آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
انتظار |
|
RSS
|